خرید بک لینک


بــر روی نیـزه ، نگاهش چه مضطـر است
چشـمی به راه و چشم دگرسوی خواهر است


اجـرش به تیر و تیـغ ادا شـد ، ز کـوفیان
تنـها به این بهانه کـه او ، پور ِ حیـدر است


گفتـا بـه زنـدگی که به ذلت ، نخـواهمت
زیـن رو چـراغ شیـعه ز ِ نامش منـوّر است


با خواهـرش ، چـه غریبـانه گـفت زیـر ِ لب
این کـاروان و حـادثه هـایش ، مقـدّر است


دادش به دیـن ، دل و جـان را ، که وصف ِ آن
هـرگز نـه در خیـال و تصـور ، مصـوّر است


یارب ، چـه دید عمـه ی سادات ، کز پـی اش
خـون جای اشـک بر رخ ماهـش شنـاور است


در سـوگ و ماتـمت ، چـه نـویسم ز ِ کـربلا
جائیکه ، نوحـه خـوان ِ تـو ، زهرای ِ اطهر است



( ر . ص . آسمان )

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 18:41

صفحه بندی