-
تاریخ: 1401/10/25 ساعت: 18:34
خدا نظر کند به خدا ، در اربعین ِ حسین بر آن لبی که بر آرد به لب ، طنین ِ حسین گرت ز ِ دست برآید ، به پا قدم بردار بیا و دولت ِ حق بین ، به سرزمین ِ حسین لباس و جامه سیه کن ، ز داغ خون ِ خدا که سر فکنده نمانی ، ز ِ والدین ِ حسین روا مباد که سوزد ، در آتش ِ دوزخ کسی که بوده به قلبش ، حزین ِ حسین زما...
گنجینه های عشق
-
تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 18:41
رقصان شده ، در سرفه هایت ، خَردل و خون ای سربلند ، از جبهه های ِ ، فاو و مجنون تاول ، تنیده ، روی ِ دست و روی ِ ماهت مستانه ، آتش می زنی ، بر چشم و افسون دیدم نفس ، لرزان شده ، در سینه هایت هر گوشه از ملافه ات ، خونین و گلگون دانم ، در اندوهت ، هزاران ، درد داری گنجینه ای از درد ، گویی ، گنج و قارون...
باز هم رسوا شدم
-
تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 18:41
الوداع ؛ ای ماه ِ رحمت ، الوداع لحظه های ِ ، پُر زِ حکمت ؛ الوداع ای هلالت ، تا هلالت ، عیش و نوش ماه ِ زیبای ِ ، پُر از، جوش و خروش لحظه هایم ، با تو ، زیبا بود و بس بی تو، بی قدرم ، بسان ِ خار و خس هر سحر خواندی مرا بر خوان ِ حق دست در دستت ، شدم ، مهمان ِ حق گرچه رفتی ، باز، قلبم ؛ با شماست رخصت ...
فاصله ها
-
تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 18:41
فاصله ها در چشم ِ تو دیدم ؛ همه شب ، مسئله ها را جانم به لب آمد ؛ تو نگفتی ، گله ها را زلفت ، چو کمندی شده ، اندر دل و جانم گیسوی تو ؛ سرگشته کند ، قافله ها را بر من ؛ منگر ، طاقت ِ انکار ، ندارم چشمان ِ تو؛ تشدید کند ، زلزله ها را ترسم که سکوتت ، بشود ، ساز ِ مخالف آشفته کند ، شوق ِ همه چلچله ها را...
شیر خدا
-
تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 18:41
کار من نیست که در شأن تو تحریر کنم یا که با لفظ و بیان ، وصف تو تقریر کنم تو علی ، شیر ِ خدایی و رسول از تو سرود ترسم از اینکه در اوصاف تو تقصیر کنم تا شود توبه ، به درگاه ِ الهی ، مقبول باید اول ، دل و جان را به تو تطهیر کنم تو خداوند ِ زمینی و زمین جای تو نیست یارب این ربّ زمین را به چه تعبیر کنم ...
چراغ شیعه
-
تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 18:41
بــر روی نیـزه ، نگاهش چه مضطـر است چشـمی به راه و چشم دگرسوی خواهر است اجـرش به تیر و تیـغ ادا شـد ، ز کـوفیان تنـها به این بهانه کـه او ، پور ِ حیـدر است گفتـا بـه زنـدگی که به ذلت ، نخـواهمت زیـن رو چـراغ شیـعه ز ِ نامش منـوّر است با خواهـرش ، چـه غریبـانه گـفت زیـر ِ لب این کـاروان و حـادثه هـای...
گنجینه های عشق
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:11
رقصان شده ، در سرفه هایت ، خَردل و خون ای سربلند ، از جبهه های ِ ، فاو و مجنون تاول ، تنیده ، روی ِ دست و روی ِ ماهت مستانه ، آتش می زنی ، بر چشم و افسون دیدم نفس ، لرزان شده ، در سینه هایت هر گوشه از ملافه ات ، خونین و گلگون دانم ، در اندوهت ، هزاران ، درد داری گنجینه ای از درد ، گویی ، گنج و قارون...
ای پدر
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:11
ای پدر ، ای نور ِ ایمان و یقین رحمتی ، بر آسمانها و زمین ای پدر ، ای مجمع ِ لطف و صفا ای نگاهت ، لب به لب ، مهر و وفا دست هایت ، رحمت ِ حبل المتین با عصایت ، می خورد دل بر زمین من به قربان ِ دو چشم ِ خسته ات بوسه گاهم ، پای ِ تاول بسته ات گیسوانت ، همچو قلبت ، شد سپید من فدای ِ تو ، چرا ؛ قدّت خمید ...
جام ِ ساقی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:11
مستیم را این سحر ، از جام ِ ساقی ، چاره ساز یا مرا ، هستی بگیر و زندگی را چاره ساز لیله القدر است ای دل ، لاف ِ بی جا می زنی چون ندانی قدر ِ امشب ، در عدم ، پا میزنی حمد ِ محمود ِ اَحد ، بی عشق ِ مولا ، باطل است این نماز ِ بی وضو ، کی نزد ایزد ، قابل است ای تمام ِ هستی ِ عالم ، فدایت ، جان ِ من داغ ...
باز هم رسوا شدم
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:11
الوداع ؛ ای ماه ِ رحمت ، الوداع لحظه های ِ ، پُر زِ حکمت ؛ الوداع ای هلالت ، تا هلالت ، عیش و نوش ماه ِ زیبای ِ ، پُر از، جوش و خروش لحظه هایم ، با تو ، زیبا بود و بس بی تو، بی قدرم ، بسان ِ خار و خس هر سحر خواندی مرا بر خوان ِ حق دست در دستت ، شدم ، مهمان ِ حق گرچه رفتی ، باز، قلبم ؛ با شماست رخصت ...
فاصله ها
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:11
در چشم ِ تو دیدم ؛ همه شب ، مسئله ها را جانم به لب آمد ؛ تو نگفتی ، گله ها را زلفت ، چو کمندی شده ، اندر دل و جانم گیسوی تو ؛ سرگشته کند ، قافله ها را بر من ؛ منگر ، طاقت ِ انکار ، ندارم چشمان ِ تو؛ تشدید کند ، زلزله ها را ترسم که سکوتت ، بشود ، ساز ِ مخالف آشفته کند ، شوق ِ همه چلچله ها را در کنج ِ...
بهار
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:11
باز هم ، فصل ِ بهار آمد و آن یار نیامد به لب آمد نفس و ماه ِ شب ِ تار نیامد باز هم ، رقص ِ چمن دید و به مهمانی ِ گلها نظری کرد و نهان گشت و پدیدار نیامد به ره ِ میکده ماندم ، که ببینم رخ ِ ماهش نگهم باز به در ماند و به دیدار نیامد پر ِ پرواز ِ مرا بست و دلش ، دام ِ دلم شد قفسی گشت و دلم کشت و به تیم...
شیر خدا
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:11
کار من نیست که در شأن تو تحریر کنم یا که با لفظ و بیان ، وصف تو تقریر کنم تو علی ، شیر ِ خدایی و رسول از تو سرود ترسم از اینکه در اوصاف تو تقصیر کنم تا شود توبه ، به درگاه ِ الهی ، مقبول باید اول ، دل و جان را به تو تطهیر کنم تو خداوند ِ زمینی و زمین جای تو نیست یارب این ربّ زمین را به چه تعبیر کنم ...