خرید بک لینک

  خدا نظر کند به خدا ، در اربعین ِ حسین بر آن لبی که بر آرد به لب ، طنین ِ حسین گرت ز ِ دست برآید ، به پا قدم بردار بیا و دولت ِ حق بین ، به سرزمین ِ حسین لباس و جامه سیه کن ، ز داغ خون ِ خدا که سر فکنده نمانی ، ز ِ والدین ِ حسین روا مباد که سوزد ، در آتش ِ دوزخ کسی که بوده به قلبش ، حزین ِ حسین زمان ِ معجزه بنگر ، به وقت ِ دفع ِ بلا که دست ِ حق به در آید ، ز آستین ِ حسین به روز ِ حشر دعا کن ، به گاه ِ خوف و رجا شوی به دست ِ علمدار ، دستچین ِ حسین   شاعر : رضا آسمان ( ر . ص . آسمان ) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: يکشنبه 25 دی 1401 ساعت: 18:34

رقصان شده ، در سرفه هایت ، خَردل و خون ای سربلند ، از جبهه های ِ ، فاو و مجنون تاول ، تنیده ، روی ِ دست و روی ِ ماهت مستانه ، آتش می زنی ، بر چشم و افسون دیدم نفس ، لرزان شده ، در سینه هایت هر گوشه از ملافه ات ، خونین و گلگون دانم ، در اندوهت ، هزاران ، درد داری گنجینه ای از درد ، گویی ، گنج و قارون همچون شهیدی ، گرچه در بستر فتادی گویا ، پلاکت ، گم شده ، در چرخ و گردون دستان ِ تو ، لبریز ِ عشق و مهربانیست ای خاطرات ِ سر پُل و سردشت و کارون رضا آسمان ( ر . ص . آسمان ) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 18:41

الوداع ؛ ای ماه ِ رحمت ، الوداع لحظه های ِ ، پُر زِ حکمت ؛ الوداع ای هلالت ، تا هلالت ، عیش و نوش ماه ِ زیبای ِ ، پُر از، جوش و خروش لحظه هایم ، با تو ، زیبا بود و بس بی تو، بی قدرم ، بسان ِ خار و خس هر سحر خواندی مرا بر خوان ِ حق دست در دستت ، شدم ، مهمان ِ حق گرچه رفتی ، باز، قلبم ؛ با شماست رخصت ِ دیدار ِ دیگر ، با خداست دستِ من ، بر دامنت ، دستم بگیر بی خودم ازخود ؛ مرا ، هستم بگیر یا رب ، ای زیباترین ، ای نازنین ای خدای ِ مهربان ، ای بهترین من همانم ، بنده ای ، زار و خموش آنکه باشد پر طمع ، پر حرص و جوش گرچه دادم ، دل ، به نون ِ یسطرون من کجا ، یا رب و عین ِ یعقولون فرصتی دادی ، که باشم ، بنده ات باز هم ، رسوا شدم ، شرمنده اترضا آسمان ( ر . ص . آسمان ) پی نوشت : 1 - یسطرون = اشاره به آیه ی شریفه (ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ) « نون . سوگند به قلم ! و قسم به چيزي كه مينويسند » 2 – اشاره به آیه ی شریفه (قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ) « بگو: ستایش مخصوص خداست؛ امّا بیشتر آنان نمى اندیشند. » ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 18:41

فاصله ها در چشم ِ تو دیدم ؛ همه شب ، مسئله ها را جانم به لب آمد ؛ تو نگفتی ، گله ها را زلفت ، چو کمندی شده ، اندر دل و جانم گیسوی تو ؛ سرگشته کند ، قافله ها را بر من ؛ منگر ، طاقت ِ انکار ، ندارم چشمان ِ تو؛ تشدید کند ، زلزله ها را ترسم که سکوتت ، بشود ، ساز ِ مخالف آشفته کند ، شوق ِ همه چلچله ها را در کنج ِ قفس ، بال ِ پریدن ، که تواند ؟ قفل و قفس از دل ببرد ، حوصله ها را بگشای لب و خنده نما ، تا که بدانم در وقت ِ نمازم ، اثر ِ نافله ها را با لطف نگر بر من و بنشین به کنارم تا خط بزنم ، من اثر ِ فاصله ها را رضا آسمان ( ر . ص . آسمان ) + نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 20:32 توسط رضا آسمان | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 18:41

کار من نیست که در شأن تو تحریر کنم یا که با لفظ و بیان ، وصف تو تقریر کنم تو علی ، شیر ِ خدایی و رسول از تو سرود ترسم از اینکه در اوصاف تو تقصیر کنم تا شود توبه ، به درگاه ِ الهی ، مقبول باید اول ، دل و جان را به تو تطهیر کنم تو خداوند ِ زمینی و زمین جای تو نیست یارب این ربّ زمین را به چه تعبیر کنم ز فلک حضرت ِ حق گفت محمد ، ز غدیر شیعیان را به علی ، با تو نمک گیر کنم گفت از جانب حق روز قیامت ، که علی به شفاعت ، همه احباب تو ، تبشیر کنم رضا آسمان ( ر . ص . آسمان ) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 18:41

بــر روی نیـزه ، نگاهش چه مضطـر است چشـمی به راه و چشم دگرسوی خواهر است اجـرش به تیر و تیـغ ادا شـد ، ز کـوفیان تنـها به این بهانه کـه او ، پور ِ حیـدر است گفتـا بـه زنـدگی که به ذلت ، نخـواهمت زیـن رو چـراغ شیـعه ز ِ نامش منـوّر است با خواهـرش ، چـه غریبـانه گـفت زیـر ِ لب این کـاروان و حـادثه هـایش ، مقـدّر است دادش به دیـن ، دل و جـان را ، که وصف ِ آن هـرگز نـه در خیـال و تصـور ، مصـوّر است یارب ، چـه دید عمـه ی سادات ، کز پـی اش خـون جای اشـک بر رخ ماهـش شنـاور است در سـوگ و ماتـمت ، چـه نـویسم ز ِ کـربلا جائیکه ، نوحـه خـوان ِ تـو ، زهرای ِ اطهر است ( ر . ص . آسمان ) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 18:41

رقصان شده ، در سرفه هایت ، خَردل و خون ای سربلند ، از جبهه های ِ ، فاو و مجنون تاول ، تنیده ، روی ِ دست و روی ِ ماهت مستانه ، آتش می زنی ، بر چشم و افسون دیدم نفس ، لرزان شده ، در سینه هایت هر گوشه از ملافه ات ، خونین و گلگون دانم ، در اندوهت ، هزاران ، درد داری گنجینه ای از درد ، گویی ، گنج و قارون همچون شهیدی ، گرچه در بستر فتادی گویا ، پلاکت ، گم شده ، در چرخ و گردون دستان ِ تو ، لبریز ِ عشق و مهربانیست ای خاطرات ِ سر پُل و سردشت و کارون رضا آسمان ( ر . ص . آسمان ) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:11

ای پدر ، ای نور ِ ایمان و یقین رحمتی ، بر آسمانها و زمین ای پدر ، ای مجمع ِ لطف و صفا ای نگاهت ، لب به لب ، مهر و وفا دست هایت ، رحمت ِ حبل المتین با عصایت ، می خورد دل بر زمین من به قربان ِ دو چشم ِ خسته ات بوسه گاهم ، پای ِ تاول بسته ات گیسوانت ، همچو قلبت ، شد سپید من فدای ِ تو ، چرا ؛ قدّت خمید ؟ چشم هایت ، گرچه پیر است و نحیف قدرتی دارد ، که باشد ، بی حریف شانه هایت ، سنگ ِ زیر ِ آسیاب خم شده ، اما ؛ ندارد ارتعاب ای پدر ، ای در کرامت ، همچو رود کی توان در وصف ِ تو شعری سرود ( ر . ص . آسمان ) ادامه مطلب

برچسب: ای پدر اسمانی,ای پدر مهربان,ای پدر ما که,ای پدر,ای پدر نشاط نو,آی پدر تنهایی سخته,ای پدر بوی شقایق میدهی,اي پدر,ای پدرم,ای پدر سوخته دل, نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:11

مستیم را این سحر ، از جام ِ ساقی ، چاره ساز یا مرا ، هستی بگیر و زندگی را چاره ساز لیله القدر است ای دل ، لاف ِ بی جا می زنی چون ندانی قدر ِ امشب ، در عدم ، پا میزنی حمد ِ محمود ِ اَحد ، بی عشق ِ مولا ، باطل است این نماز ِ بی وضو ، کی نزد ایزد ، قابل است ای تمام ِ هستی ِ عالم ، فدایت ، جان ِ من داغ در دل ، خنده بر لب میکنی ؟ ای وای من بر فراز ِ عشق دیدم ، رقص در خون می کنی فزت و رب الکعبه می گویی و یاهو میکنی آن سحر در سجده ی ِ آخر ، چه گفتی با احد راز ِ دل با ناز گفتی ، بهر ِ آن ، حی ِ صمد ؟ یا از این خلق ِ مُلوّن ، شکوه کردی ، نزد ِ یار ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:11

الوداع ؛ ای ماه ِ رحمت ، الوداع لحظه های ِ ، پُر زِ حکمت ؛ الوداع ای هلالت ، تا هلالت ، عیش و نوش ماه ِ زیبای ِ ، پُر از، جوش و خروش لحظه هایم ، با تو ، زیبا بود و بس بی تو، بی قدرم ، بسان ِ خار و خس هر سحر خواندی مرا بر خوان ِ حق دست در دستت ، شدم ، مهمان ِ حق گرچه رفتی ، باز، قلبم ؛ با شماست رخصت ِ دیدار ِ دیگر ، با خداست دستِ من ، بر دامنت ، دستم بگیر بی خودم ازخود ؛ مرا ، هستم بگیر یا رب ، ای زیباترین ، ای نازنین ای خدای ِ مهربان ، ای بهترین من همانم ، بنده ای ، زار و خموش آنکه باشد پر طمع ، پر حرص و جوش گرچه دادم ، دل ، به نون ِ یسطرون من کجا ، یا رب و عیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:11

در چشم ِ تو دیدم ؛ همه شب ، مسئله ها را جانم به لب آمد ؛ تو نگفتی ، گله ها را زلفت ، چو کمندی شده ، اندر دل و جانم گیسوی تو ؛ سرگشته کند ، قافله ها را بر من ؛ منگر ، طاقت ِ انکار ، ندارم چشمان ِ تو؛ تشدید کند ، زلزله ها را ترسم که سکوتت ، بشود ، ساز ِ مخالف آشفته کند ، شوق ِ همه چلچله ها را در کنج ِ قفس ، بال ِ پریدن ، که تواند ؟ قفل و قفس از دل ببرد ، حوصله ها را بگشای لب و خنده نما ، تا که بدانم در وقت ِ نمازم ، اثر ِ نافله ها را با لطف نگر بر من و بنشین به کنارم تا خط بزنم ، من اثر ِ فاصله ها را رضا آسمان ( ر . ص . آسمان ) ادامه مطلب

برچسب: فاصله ها,فاصله ها شعر,فاصله ها علی لهراسبی,فاصله ها فریدون,فاصله ها لهراسبی,فاصله ها مهدی ایزد دوست,فاصله ها اپارات,فاصله ها را بردار,فاصله های شهرهای ایران,فاصله ها علي لهراسبي, نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:11

باز هم ، فصل ِ بهار آمد و آن یار نیامد به لب آمد نفس و ماه ِ شب ِ تار نیامد باز هم ، رقص ِ چمن دید و به مهمانی ِ گلها نظری کرد و نهان گشت و پدیدار نیامد به ره ِ میکده ماندم ، که ببینم رخ ِ ماهش نگهم باز به در ماند و به دیدار نیامد پر ِ پرواز ِ مرا بست و دلش ، دام ِ دلم شد قفسی گشت و دلم کشت و به تیمار نیامد پای ِ دل بستم و بالی زدم و باز نوشتم عطش آتش زد و غم سر زد و غمخوار نیامد بیت آخر شد و آخر به لبم ماند و نگفتم که بهار آمد و آن نرگس ِ خَمار نیامد رضا آسمان ( ر . ص . آسمان ) ادامه مطلب

برچسب: بهاره رهنما,بهاره افشاری,بهار,بهاره کیان افشار,بهارات الكبسة,بهار نارنج,بهارات,بهارات الفلافل,بهاره هدایت,بهارات الشاورما, نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:11

کار من نیست که در شأن تو تحریر کنم یا که با لفظ و بیان ، وصف تو تقریر کنم تو علی ، شیر ِ خدایی و رسول از تو سرود ترسم از اینکه در اوصاف تو تقصیر کنم تا شود توبه ، به درگاه ِ الهی ، مقبول باید اول ، دل و جان را به تو تطهیر کنم تو خداوند ِ زمینی و زمین جای تو نیست یارب این ربّ زمین را به چه تعبیر کنم ز فلک حضرت ِ حق گفت محمد ، ز غدیر شیعیان را به علی ، با تو نمک گیر کنم گفت از جانب حق روز قیامت ، که علی به شفاعت ، همه احباب تو ، تبشیر کنم رضا آسمان ( ر . ص . آسمان ) ادامه مطلب

برچسب: شیر خدا,شیرخدا خندوانه,شير خدا,شیرخدا و رستم دستانم آرزوست,شیر خدا دانلود,شیرخدایی,شیر خدا علی,شیر خدا ولایت علی,شیر خدا رستن دستانم آرزوست,شیر خدا و رستم, نویسنده: علی میرزاپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:11

صفحه بندی