رقصان شده ، در سرفه هایت ، خَردل و خون
ای سربلند ، از جبهه های ِ ، فاو و مجنون
تاول ، تنیده ، روی ِ دست و روی ِ ماهت
مستانه ، آتش می زنی ، بر چشم و افسون
دیدم نفس ، لرزان شده ، در سینه هایت
هر گوشه از ملافه ات ، خونین و گلگون
دانم ، در اندوهت ، هزاران ، درد داری
گنجینه ای از درد ، گویی ، گنج و قارون
همچون شهیدی ، گرچه در بستر فتادی
گویا ، پلاکت ، گم شده ، در چرخ و گردون
دستان ِ تو ، لبریز ِ عشق و مهربانیست
ای خاطرات ِ سر پُل و سردشت و کارون
رضا آسمان ( ر . ص . آسمان )

برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور